قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۵/۱۷ - ۱۴:۳۰

چشم‌های سبز من با نفوذ‌ترین چشم های سینماست؛بگو خب!

دکترای بازیگری، چهره‌ای به شدت سینمایی و در یک کلام تمام خصوصیات لازم برای ستاره شدن در هالیوود....

 چشم‌های سبز من با نفوذ‌ترین چشم های سینماست؛بگو خب!

 

به گزارش «سراج24»،  "مادرانه" پربیننده‌ترین سریال مناسبتی امسال در ماه مبارک رمضان بود، وقتی یک فیلم با استقبال گسترده مخاطبان مواجه می‌شود درباره تاثیرات اجتماعی آن حرف و حدیث‌های فراوانی به میان می‌آید. خصوصا اگر این فیلم سریال باشد و ما بدانیم که خیلی بیشتر از یک دو ساعت فرصت تاثیر گذاری روی مردم را داشته و بعلاوه، طیف انبوه‌تری از مخاطبان را در برگرفته. 
 
این سریال قطعا تاثیر خوبی می‌گذارد، روی خانواده تاکید دارد و برخلاف سریالهای زرد ماهواره‌ای نظیر آنچه درباره فارسی‌وان و جم‌تی‌وی و... می‌شنویم مخاطب را دنبال خیانت و مسائلی از این دست نمی‌فرستد. 
 
حالاست در سطوری که پیش‌رو دارید می‌شود به واکاوی قوت‌های این اثر تاثیر‌گذار پرداخت تا به بعضی ویژگی‌های ظریفی که به این اندازه محبوبش کرده پی ببریم. 
 
"مادرانه" یک ملودرام به شدت احساسی بود که مطابق عرف تمام ملودرام‌ها محوریت موضوعی و مضمونی آن را باید خانواده و مسائل حول و حوش آن دانست. 
 
در ملودرام عنصر اصلی و مرکزی(زن) است که این سریال هم حتی در نام خود یک ادای دین رسمی به قواعد ژانر انجام داده است. 
 
اما از جهتی باید "مادرانه" را نزدیک به بعضی خصوصیات تراژدی هم دانست. 
 
 در تراژدی شخصیت اصلی که مخاطب با او همذات‌پنداری می کند مرتکب یک خطا می‌شود که به آن گناه تراژیک یا همان هامارتیا می‌گویند مثلا توجه کنید به قصه رستم و سهراب؛ رستم دچار غرور می‌شود و نمی‌گذارد که سهراب خود را به او معرفی کند و گرنه در آخر کار قتلی اتفاق نمی‌افتاد. 
 
مرحله آخر تراژدی تزکیه یا همان کاتارسیس است یعنی جایی که قهرمان قصه به سبب گناهی که انجام داده دچار بلایی بزرگ می شود و این نوعی قصاص اعمال او توسط تقدیر و سرنوشت است که قهرمان را با خودش بی‌حساب و به عبارتی تزکیه می‌کند همان‌طور که رستم پسر خودش را می‌کشد و چنان غمی بر دل او می‌نشیند که ... 
 
"اردلان" هم یک گناه تراژیک مرتکب شده و به خاطر رسیدن به ثروت روی علاقه های انسانی‌اش پا گذاشته. 
 
در مقطعی از زندگی او که ما در این سریال می‌بینیم او توسط سرنوشت، عقوبت همان گناهان را می‌پردازد و تزکیه می‌شود. 
 
همین قضیه که به آن اشاره شد تفاوت آشکار ملودرام با تراژدی است. 
 
ملودرام معمولا یک شخصیت منفی دارد که تمام مصیبت‌ها و تقصیرها گردن اوست مثلا شوکت در سریال "نرگس"  (با بازی "حسن پور‌شیرازی" ) یا "حشمت فردوس" در سریال ستایش ( با بازی داریوش ارجمند).  
 
اما در تراژدی این مرز بین خوب و بد، خاکستری تر است و شخصیت منفی قصه همان شخصیت مثبت یا قهرمان آن است. 
 
پل زدن از ملودرام به تراژدی حرفه‌ای ‌ترین بخش از کار سناریو نویسی در این سریال بود که شاید نتوان آن را جزو تکنیک‌های هیبرید یا همان تلفیقی به حساب آورد. بلکه باید چنین ظرافتی را یک وام گرفتن نا محسوس و موثر ملودرام از تراژدی دانست. 
 
غیر از این نکته باریک بقیه فیلم پر از نشانه‌های غلیظ ملودرام است. 
 
خصوصا ملودیک بودن آن و موسیقی رقت‌انگیز و غمگینی که همراه اثر بود. و همین‌طور دیالوگ‌های مطنطن و پر طمطراقی که معولا نمی‌تواند در گفتگوهای بداهه و روزمره مردم پیدا شود و نهایتا می‌توانیم امثال این جمله‌ها را در پیامک‌هایی دوستانه و محبت‌آمیز ببینیم به بحث بازیها و کارگردانی هم برسیم باید گفت: فیلمنامه‌ای که درباره‌اش حرف زده‌ایم موقع اجرا خوب کار شده بود و می‌شود اعتراف کرد که ظرایف و جذابیت‌هایش حرام نشده. 
 
دکوپاژی که دیدیم یک دکوپاژ معمولی و معقول بود و بازیها به اندازه کافی حس داشت. 
 
"لعیا زنگنه" و "شقایق فراهانی" که هر دو روزگاری ستاره‌های سینمای ایران به حساب می‌آمدند  در این کار رو‌به روی هم قرار گرفتند و هر کدام از پس اجرای نقش‌هایشان خوب برآمده‌اند. 
 
"مهرداد ضیایی" با صدای گرمش، "حمیدرضا هدایتی" با چهره مصمم و مقتدر و غیرتی‌اش و "عباس غزالی" با بازی شیطنت آمیز و فعالش هیچکدام چیزی کم نگذاشتند و "آتیلا پسیانی" هم که نیازی به تعریف و تمجید ما هم ندارد. 
 
اما پدیده‌ی این سریال "مهدی سلطانی سروستانی" بود با چشم‌های نافذ، چهره‌ای به شدت سینمایی، صدایی با جذبه و در یک کلام با تمام خصوصیاتی که می تواند هر بازیگری را ستاره یک سینمای پویا کند. 
 
اگر "مهدی سلطانی سروستانی" در آمریکا به کار بازیگری مشغول بود حتما او را در کسوت یکی از ستارگان هالیوود می‌دیدیم اما متاسفانه د سینمای ایران که شدیدا در چند ساله اخیر دچار پدیده مانکنیسم شده، هیچ بهایی به بازیگری داده نمی‌شود که نتواند در نقش پسری یا دختری دن بخت بازی کند. 
 
 اما تلویزیون قادر است این ساختار مریض را بشکند و مثلا این چشم‌های با نفوذ را به سینما بهتر معرفی کند. 
 
مطلبی که در انتها به آن اشاره شد یکی از همان مواردی است که بارها با شما درباره آن صحبت کردم یعنی تاثیرات متقابل سیما و سینما
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴